قیمت طلا، سکه و ارز قیمت روز خودرو پایگاه خبری محیط زیست ایران
پیش خوان روزنامه ها
محل تبلیغات شما اینجاست 2 محل تبلیغات شما اینجاست 2 محل تبلیغات شما اینجاست 4 نیرو نیوز مدارا
کد خبر : ۷۶۴۲۹۳
زمان انتشار :
facebook telegram twitter google+ cloob Yahoo print

تورق خاطرات چهره ها در «انتخاب»؛

شخصی با صدای کلفت و خشن به مدرسه رفاه تلفن و ما را تهدید به بمباران کرد / روایت مهدوی کنی از کمیته استقبال در مدرسه رفاه

خوب به یاد دارم شخصی با صدای کلفت و خشن به مدرسه رفاه تلفن کرد و ما را تهدید به بمباران کرد. من به او گفتم: «ما از این تهدید ها هراسی نداریم. ما شاگردان آن امامی هستیم که لرزه بر اندام شاه انداخت و او را فراری داد، ما بیدی نیستیم که از این باد ها بلرزیم. هر کاری می خواهید بکنید.»

شخصی با صدای کلفت و خشن به مدرسه رفاه تلفن و ما را تهدید به بمباران کرد / روایت مهدوی کنی از کمیته استقبال در مدرسه رفاه

به گزارش پایگاه خبری اتحاد آنلاین، سرویس تاریخ «انتخاب»: آیت الله مهدوی کنی در کتاب خاطرات خود (مرکز اسناد انقلاب؛ ۱۳۷۸؛ ۱۸۹-۱۹۱) از تهدید های تلفنی ارتشیان به مدرسه رفاه پیش از ورود امام چنین می نویسد:

امام پس از مدتی توقف در پاریس، عازم تهران شدند. دولت بختیار مانع ورود امام شد و فرودگاه ها را بست. به دنبال این اقدامات، آقایان علما از بلاد مختلف به دانشگاه تهران آمدند و در مسجد دانشگاه تهران تحصن کردند. بنده، چون در کمیته استقبال بودم در آن جا تحصن دائم نداشتم. عده ای شبانه روز در آن جا بودند و بعضی ها هم به آن جا آمد و رفت می کردند. بنده از آن هایی بودم که می رفتم و می آمدم، اما حضور دایم نداشتم. این تحصن به خاطر اعتراض به دولت در جلوگیری از ورود امام بود. بنده، چون عضو شورای انقلاب بودم کار های مربوط به کمیته را زیر نظر داشتم و بعضی از کار ها را نیز غیرمستقیم هدایت می کردم. در مدرسه رفاه تلفن ها را جواب می دادیم و برای تنظیم امور هم شرکت می کردیم. تلفن هایی هم از مسئولان رژیم سابق می شد. تلفن مقدم و طوفانیان را یادم هست. طوفانیان تهدید به بمباران محل اقامت امام می کرد، ولی مقدم از راه محبت و دوستی سخن می گفت.

خوب به یاد دارم شخصی با صدای کلفت و خشن به مدرسه رفاه تلفن کرد و ما را تهدید به بمباران کرد. من به او گفتم: «ما از این تهدید ها هراسی نداریم. ما شاگردان آن امامی هستیم که لرزه بر اندام شاه انداخت و او را فراری داد، ما بیدی نیستیم که از این باد ها بلرزیم. هر کاری می خواهید بکنید.»

منبع انتخاب
ثبت نظرات
captcha