قیمت طلا، سکه و ارز قیمت روز خودرو پایگاه خبری محیط زیست ایران
پیش خوان روزنامه ها
محل تبلیغات شما اینجاست 2 محل تبلیغات شما اینجاست 2 محل تبلیغات شما اینجاست 4 نیرو نیوز مدارا
کد خبر : ۷۴۲۰۵۶
زمان انتشار :
facebook telegram twitter google+ cloob Yahoo print

یادداشت های اعتمادالسلطنه، پنجشنبه ۱ شهریور ۱۲۶۲ خورشیدی

صبح به درخانه رفتم. معلوم شد جمعی شریک شدند که پول شاه را بخورند. امین السلطنه، نایب ناظر و غیره. بعضی جواهرات شخص تاجری داشته به شاه عرض کردند که جواهر زیاد زن امیر شیرعلی خان که حالا در مشهد است دارد. شاه به خیال جواهرات احمدخان ابدالی و جواهرات نادری حکم کردند بیاورند.

یادداشت های اعتمادالسلطنه، پنجشنبه ۱ شهریور ۱۲۶۲ خورشیدی

به گزارش پایگاه خبری اتحاد آنلاین، پس از انتشار خاطرات روزانه آیت الله هاشمی رفسنجانی، «انتخاب» قصد دارد این بار بخش های گزیده ای از خاطرات دیگر شخصیت های مهم و تاثیرگذار کشور را روزانه، مرور و منتشر کند

در خاطرات اعتماد السلطنه آمده است:

صبح به درخانه رفتم. معلوم شد جمعی شریک شدند که پول شاه را بخورند. امین السلطنه، نایب ناظر و غیره. بعضی جواهرات شخص تاجری داشته به شاه عرض کردند که جواهر زیاد زن امیر شیرعلی خان که حالا در مشهد است دارد. شاه به خیال جواهرات احمدخان ابدالی و جواهرات نادری حکم کردند بیاورند. دو سه پارچه از قبیل زمرد امرودی و غیره بود که شاید شخص فروشنده از افغان ها خریده باشد. مابقی انگشتر و تسبیح بود که به روی هم چهار پنج هزار تومان زیادتر ارزش نداشت. شاه یازده هزار تومان پول داد. حالا زن امیر شیرعلی خان مرحوم فریاد می کند که من کی جواهر فروخته ام، به اسم من شهردت دادند. خلاصه بعد از ناهار خانه آمدم عصر عیادت ناظم خلوت، از آن جا خانه استودار، صاحب منصب انگلیسی که مامور جاسوسی روس ها و سرحدات افغانسان است، رفتم. این شخص خیلی مرد عالم است. صحبتش اسباب لذت شد.

منبع انتخاب
ثبت نظرات
captcha