پیش خوان روزنامه ها
محل تبلیغات شما اینجاست 2 محل تبلیغات شما اینجاست 2 محل تبلیغات شما اینجاست 4 نیرو نیوز مدارا
کد خبر : ۷۴۱۳۹۱
زمان انتشار :
facebook telegram twitter google+ cloob Yahoo print

چین و اشباح مردگان گذشته

کسانی که در اعتراضات هنگ کنگ پرچم های بریتانیا و آمریکا را حمل می کنند، نشان می دهند چه کسانی هستند. آنها آینده چین نیستند. آنها تجسم زنده یک تاریخ مرده و آرا و افکاری مرده اند؛ آنها اشباح مردگان گذشته اند.

چین و اشباح مردگان گذشته

به گزارش پایگاه خبری اتحاد آنلاین، گروه غرب از نگاه غرب خبرگزاری جنگ چند وجهی که ایالات متحده و گله عروسکان دست نشانده اش از انگلیس و کانادا گرفته تا استرالیا علیه چین به راه انداخته اند، وارد مرحله جدیدی شده است. مرحله اول شامل چرخشی گسترده در حضور نیروهای هوایی و دریایی آمریکا در اقیانوس آرام و تحریکات مداوم علیه چین در دریای جنوب چین و تنگه تایوان بود. مرحله دوم خلق جریانی از اطلاعات نادرست درباره رفتار چین با گروه های اقلیت  به خصوص در تبت و غرب چین بود. این کارزار تبلیغاتی از سوی کشورهایی مثل آمریکا، کانادا و استرالیا به راه انداخته شده که بدترین پیشینه های حقوق بشری جهان را در ارتباط با اقوام بومی خود دارند و قرن هاست که آنها را مورد نسل کشی فرهنگی و فیزیکی قرار داده اند و ازحفاظت از اقوام اقلیت خود در برابر حملات فیزیکی و تبعیضات با وجود قوانین حقوق بشری خود امتناع می کنند، به طوری که وجدان هر ناظر بی طرفی را به درد می آورد.

اما آنها ناخشنود از این اقدامات، تبلیغات خود را بر ضد توسعه اقتصادی و تجارت بین المللی چین، سازمان همکاری های شانگهای، ابتکار یک کمربند و یک راه، بانک توسعه و دیگر تسهیلات و ابتکارات نظامی این کشور بسط داده و چین را متهم می کنند که تلاش دارد با توسل به این راهکارها جهان را تحت کنترل خود درآورد؛ این اتهام را همان کشوری به چین وارد می آورد که هر کسی، دوست یا دشمن را که در برابر تلاش آن برای کنترل جهان مقاومت کند، تهدید به تحریم اقتصادی یا بدتر از آن انهدام هسته ای می کند.

مرحله چهارم تلاش آمریکا برای تضعیف اقتصاد چین با «تعرفه های» تنبیهی است که در اصل به معنای تحریم کالاهای چینی است. این هدف نه برای انجام معاملات تجاری بهتر بلکه برای به زانو درآوردن چین است و واقعیت این است که اثر منفی این تعرفه ها بر مصرف کنندگان، کشاورزان، تولیدکنندگان آمریکایی در برابر اهداف اصلی این سیاست، هدف ثانویه قلمداد می شوند.

سال گذشته آمریکا با ربودن و بازداشت غیرقانونی منگ وانژو رئیس امور مالی شرکت فناوری پیشروی چینی هوآوی به سمت مرحله پنجم حرکت کرد. این کار در هماهنگی با کارزار گسترده ایالات متحده برای اعمال فشار بر عروسک های دست نشانده خود برای کنار گذاشتن هر گونه قراردادی با این شرکت انجام گرفت. منگ وانژو همچنان علیرغم میل خود و به دستور آمریکا درکانادا نگهداری می شود و چینی ها در آمریکا، استرالیا و کانادا مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند.

تازه ترین مرحله در این جنگ چندوجهی  شورشی است که به تحریک آمریکا، انگلیس، کانادا و سایرین در هنگ کنگ به راه افتاده است. این کار با استفاده از تاکتیک هایی انجام می شود که چین را تحریک به سرکوب شورشگران با قوه قهریه می کند تا بتوان تبلیغات ضد چینی یا فشار بر «معترضان» را برای درخواست استقلال هنگ کنگ از چین و سپس استفاده از قوه قهریه برای پشتیبانی از آنان تشدید کرد.

میچ مک کانل یکی از سناتورهای برجسته آمریکایی در اظهار نظر 12 آگوست خود آشکارا چین را به اجرای چنین سناریویی تهدید کرد و گفت که ایالات متحده به چین هشدار می دهد که مانع معترضان نشود و اگر آنها سرکوب شوند این کار دردسرهایی را در پی خواهد داشت. به عبارت دیگر آمریکا ادعا می کند که این کشور از اراذل سیاه جامه - که جامه فاشیست هاست - حمایت خواهد کرد. این مرحله جدید بسیار خطرناک است و همانطور که دولت چین بارها اعلام کرده،  این قضیه باید با ذکاوت و توانایی مردم چین حل شود.

اکنون شواهد فراوانی در دست است که نشان می دهند انگلیس و آمریکا پشت رویدادهای هنگ کنگ قرار دارند. وقتی که انجمن وکلای مدافع هنگ کنگ به معترضان پیوست، غرب ادعا کرد که حتی وکلا نیز درتلاش جهت اجرای عدالت برای مردم، از این اعتراضات حمایت می کنند. اما رهبران این انجمن همگی یا وکلای انگلیسی هستند یا اعضای موسسات حقوقی مستقر در لندن، مثل جیمی چان رئیس به اصطلاح «جبهه حقوق مدنی انسان» که در سال 2002 با هدف تجزیه هنگ کنگ از چین شکل گرفت، یا کوین لام یکی از شرکای یک موسسه حقوقی دیگر مستقر در لندن و استیو کواک و آلوین یونگ اعضای «حزب مدنی ضد چین» که قراراست هفته آینده به ملاقات مقامات آمریکایی بروند. کواک در دیدارهای قبلی خود خواستار استقلال از چین شده که مورد حمایت برخی از افراد در شورای امنیت ملی آمریکا قرار گرفته و خواستار آن شده اند که آمریکا به «قانون سیاستگذاری هنگ کنگ» خود متوسل شود که از جمله دیگر موارد، به رئیس جمهور آمریکا اجازه صدور فرمانی برای معلق کردن برخورد با هنگ کنگ به عنوان قلمروی جداگانه در مسائل تجاری را می دهد. نتیجه این کار  لطمه زدن به کلیت تجارت چین خواهد بود، چرا که بسیاری از درآمدهای این کشور از طریق هنگ کنگ حاصل می شود. اگر رئیس جمهور به این نتیجه برسد که هنگ کنگ «آنقدر مستقل نیست که رفتار با آن به طور جداگانه از چین را توجیه کند»، می تواند به این قانون متوسل شود.

همزمان با درخواست کواک برای استفاده از این قانون، تد کروز سناتور آمریکایی لایحه ای را با عنوان «قانون ارزیابی مجدد هنگ کنگ» ارائه کرده که رئیس جمهور را ملزم به دادن گزارش در این باره می کند که «چین چگونه از هنگ کنگ برای دور زدن قوانین ایالات متحده استفاده می کند.»

اما به نظر می آید که کارزارتبلیغات ضد چینی تاثیری را که آنها امیدوار بودند نداشته است. نیویورک تایمز در مطلبی در 13 آگوست نوشت «چین یک جنگ ارائه اطلاعات نادرست را علیه معترضان به راه انداخته است.» سرویس های اطلاعاتی آمریکا دستپاچه از ماجرای ملاقات غیرقانونی هفته گذشته مقامات کنسولی آمریکا با رهبران اعتراضات در هتلی در هنگ کنگ و اظهارات شرم آور آمریکا، کانادا و انگلیس درحمایت از معترضان و نیز تلاش برای برخورد با هنگ کنگ به عنوان کشوری مستقل، اکنون مجبور شده اند تلاش کنند با اعلام اینکه هر چیزی که چین می گوید اطلاعات نادرست است، با روایت چین از این واقعیات مقابله کنند.

این عبارت که از یک مقاله گرفته شده، اهداف آمریکا و انگلیس  را به خوبی فاش می کند: «هنگ کنگ که بریتانیا  در سال 1997 حاکمیت آن را به چینی ها بازگرداند، همچنان خارج از دیواره آتش چین باقی مانده و از این رو در کنار یکی از عمیق ترین شکاف های آنلاین جهان قرار گرفته است. حفظ آزادی زندگی در این شهر بدون کنترل های مرسوم سرزمین اصلی چین بر آن، به یکی از دلایلی تبدیل شده که اکنون به این اعتراضات انگیزه می دهد.»

این اظهار نظر  بر خلاف «قانون اساسی» است که بیانگر توافق بین انگلیس و چین در زمانی است که انگلیس سرانجام پذیرفت از هنگ کنگ خارج شود. ما باید از مفاد قانون اساسی آگاه شویم. این قانون که در 4 آوریل 1990 به طور رسمی منتشر شد اما در 1 جولای 1997 ، یعنی در تاریخ تسلیم این قلمرو به چین به اجرا گذاشته شد چنین می گوید: «هنگ کنگ از زمان های بسیار قدیم بخشی از سرزمین چین بوده است. این سرزمین بعد از جنگ تریاک در سال 1840 به اشغال بریتانیا در آمد. در 19 دسامبر 1984 دولت های چین و بریتانیا «اعلامیه مشترک در مسئله هنگ کنگ» را امضا کردند که تایید می کرد دولت جمهوری خلق چین حق حاکمیت خود را بر هنگ کنگ از روز اول جولای 1997 اعاده خواهد کرد و به این ترتیب آرزوی مشترک دیرینه مردم چین برای اعاده هنگ کنگ تحقق خواهد یافت.

با توجه به اتحاد ملی و تمامیت ارضی، حفظ رفاه و ثبات هنگ کنگ و در نظر گرفتن تاریخ و واقعیت های آن، جمهوری خلق چین تصمیم گرفته  از اعاده حق حاکمیت چین بر هنگ کنگ، یک «منطقه اداری ویژه هنگ کنگ» را منطبق با مفاد بند 31 قانون اساسی جمهوری خلق چین ایجاد کند و بر اساس اصل «یک کشور دو سیستم»، سیستم و سیاست های سوسیالیستی در هنگ کنگ به اجرا گذاشته نخواهد شد. سیاست های اصلی جمهوری خلق چین در ارتباط با هنگ کنگ از سوی دولت چین در اعلامیه مشترک بین چین و بریتانیا تعیین شده است.

از این رو منطبق با قانون اساسی جمهوری خلق چین، کنگره ملی خلق قانون اساسی منطقه اجرایی ویژه هنگ کنگ را به تصویب می رساند و مقرر می دارد که به منظور اطمینان از  به اجرا گذاشته شدن سیاست های اساسی جمهوری خلق چین در ارتباط با هنگ کنگ، سیستم هایی در منطقه اداری ویژه هنگ کنگ به اجرا گذاشته شود.»

هنگ کنگ بخشی از چین است. این واقعیت خدشه ناپذیر در قانون اساسی مورد توافق انگلیس و چین نیز آمده است. هنگ کنگ یک منطقه اداری چین است. هنگ کنگ یک کشور مستقل نیست و هیچگاه وقتی که بریتانیا با زور این جزیره را به تصرف و اشغال خود درآورد نیز کشور مستقلی نبوده است.

پس این ادعا که معترضان تلاش دارند چیزی را حفظ کنند که هرگز وجود نداشته، یعنی رهایی از کنترل چین - چرا که هنگ کنگ تحت کنترل چین قرار دارد - ساختگی است. این واقعیت که چین به هنگ کنگ اجازه داده سیستم سرمایه داری خود را حفظ کند نیز تایید کننده این امر است. این واقعیت که چین در صورت تحقق شرایطی خاص می تواند سوسیالیسم را 50 سال بعد یا زودتر تحمیل کند نیز موید این واقعیت است.

بهانه های این شورش ها ابتدا تهیه پیش نویس یک قانون استرداد مجرمان پیشنهادی بین سرزمین اصلی و هنگ کنگ است شبیه همان قانونی که بین استان هایی در کانادا و ایالت هایی در آمریکا وجود دارد . بهانه دوم نیز این ادعاست که اصرار چین بر حق حاکمیت خود بر این قلمرو، به شکلی  استقلال محدود اعطا شده به هنگ کنگ را نادیده می گیرد و این استقلال را تهدید می کند. این بهانه نیز هیچ پایه و اساسی ندارد.

بر اساس این قبیل استدلال های ساختگی به سادگی می توان کانادا را چند تکه کرد یا دوباره ایالات متحده را شقه شقه کرد یا حتی حاکمیت لندن بر ایرلند، ولز و اسکاتلند از سوی گروه های ناسیونالیست به چالش کشیده شود. و ما خوب می دانیم که اعتراضات خشونت آمیز موجب سرکوب سریع چنین معترضانی خواهد شد اگر دولت های مرکزی احساس کنند که مورد تهدید واقع شده اند، به ویژه اگر با خشونتی همراه باشد که ما شاهدیم سیاه جامگان درهنگ کنگ به کار گرفته اند. ما دیدیم وقتی کاتلان ها تلاش کردند از اسپانیا جدا شوند چه اتفاقاتی در این کشور رخ داد. رهبران این جنبش هم اکنون در تبعید قرار دارند. ما در آمریکا دیدیم زمانی که دانشجویان به شکل مسالمت آمیزی در حال تظاهرات بودند، دولت در مقابل تظاهرکنندگان در ایالت کنت قرار گرفت و به آنها تیراندازی کرد. این ها چیزهایی نیستند که فراموش شوند. ما می دانیم که انگلیس چگونه با تلاش های احیا شده برای تشکیل یک ایرلند متحد واکنش نشان خواهد داد.

چین همزمان با حملاتی از چند جبهه مواجه است و لازم است که مردم چین با خردمندی، استقامت و قدرت از انقلاب خود دفاع کنند و یک بار و برای همیشه خودشان را از سلطه استعماری و امپریالیستی خلاص کنند. کسانی که در اعتراضات هنگ کنگ پرچم های بریتانیا و آمریکا را حمل می کنند، نشان می دهند چه کسانی هستند. آنها آینده چین نیستند. آنها تجسم زنده یک تاریخ مرده و آرا و افکاری مرده اند؛ آنها اشباح مردگان گذشته اند.

نویسنده: کریستوفر بلک(Christopher Black) وکیل جنایی بین الملل 

منبع: http://yon.ir/U281Y

انتهای پیام.

منبع فارس
ثبت نظرات
captcha