پیش خوان روزنامه ها
محل تبلیغات شما اینجاست 2 محل تبلیغات شما اینجاست 2 محل تبلیغات شما اینجاست 4 نیرو نیوز مدارا
کد خبر : ۷۴۰۰۰۶
زمان انتشار :
facebook telegram twitter google+ cloob Yahoo print

نقاشی پشت شیشه و گسترش آن

نقاشی پشت شیشه در طول تاریخ خود هیچگاه با چنین تنوعی از نظر ایده و اجرا روبرو نبوده است و این موضوع را بطور قطع باید در نوع فعالیت گروه نقاشان پشت شیشه ایران جستجو کرد.

نقاشی پشت شیشه و گسترش آن

به گزارش پایگاه خبری اتحاد آنلاین، فعالیتی که منجر به گسترش این هنر در طی سالهای اخیر شده است. برگزاری نمایشگاه های گروهی و انفرادی، اجرای کارگاه های آموزشی، مطرح نمودن این هنر در رسانه های گوناگون، آموزش در آموزشگاه ها و مواردی از این دست از عوامل گوناگون گسترش این هنر است و این فعالیت و گسترش به شکلی است که متولیان فرهنگ و هنر هیچگاه نتوانستند به اندازه این گروه در سامان بخشی به آن همت بگمارند. در این میان نقش استاد سعید رضاخان به عنوان مدیر گروه نقاشان پشت شیشه ایران و پدر معنوی نقاشی پشت شیشه بسیار پررنگ است. 

نقش گروه نقاشان پشت شیشه ایران در گسترش این هنر چه اندازه است؟ 
نقش گروه بسیار پررنگ است. شما وقتی عملکرد گروه را بررسی می کنید به جایگاه آن پی می برید. تعداد نمایشگاه هایی که برگزار شده است همچنین تعداد اعضا و تعداد افرادی که بواسطه گروه با این هنر آشنا شده اند بسیار قابل توجه است. در حال حاضر شما هرجا که وارد می شوید به نوعی رد پای گروه نقاشان پشت شیشه ایران را می بینید. این همه نتیجه احساس مسوولیتی است که در میان اعضا دیده می شود. همین امر باعث شده است تا نقاشی پشت شیشه در نقاط مختلف کشور و در میان اقشار گوناگون به خوبی معرفی شود. 

نهادهایی فعالیت آنها در ارتباط با فرهنگ و هنر و بویژه نقاشی پشت شیشه است است در این میان چه نقشی دارند؟ 
این نهادها دچار رکود شده اند و فعالیت خاصی از آنها به چشم نمی خورد. زیرا در چنین نهادهایی حقوق کارکنان ثابت است و انگیزه ای برای اشاعه نقاشی پشت شیشه وجود ندارد. از طرفی افراد دست اندر کار سابقه ای در ارتباط با نقاشی پشت شیشه ندارند و فقط چون به آنها ماموریت داده شده است یا حکم کارگزینی خورده است؛ وارد این حیطه شده اند. این عدم شناخت دلیلی دیگر در عدم ارتباط صحیح با هنرمندان شیشه نگار است. از طرفی یک ضعف دیگر نیز وجود دارد و آن به دیدگاه منفی برخی از مستخدمین این نهادها به مطرح شدن و شناخته شدن هنرمندان باز می گردد. 

این مطلب آخر به چه معنی است؟ 
برخی افراد که در ارتباط با نهادهای دولتی هستند زیاد مایل به معرفی نقاشان پشت شیشه نیستند و حتی گاهی دیده می شود که هنرمندان فعال و مطرح این رشته را تخریب می کنند. برداشت من از این نوع عملکرد به مبارزه چنین افرادی با چهره شدن هنرمندان فعال معطوف می شود. وقتی به افرادی با این نوع عملکرد دقت می کنم متوجه می شوم که از این هنر اطلاعات چندانی ندارند. به همین دلیل برای مطرح کردن خودشان دست به تخریب دیگران می زنند و به این وسیله نقاشی پشت شیشه را به ضعف سوق می دهند. در این حالت دو عمل متناقض دیده می شود. نخست ژست حمایتی برای تحول نقاشی پشت شیشه و دوم تضعیف این هنر. 

برای پویایی نقاشی پشت شیشه چه باید کرد؟ 
برای پویایی نقاشی پشت شیشه مجموعه ای از راه حل ها را باید در نظر گرفت. نخست اینکه نهادهای دولتی بصورت عام از هنرمندان حمایت کنند و بسته های حمایتی را به فعالان این رشته ارائه کنند. بسته حمایتی می تواند شامل بیمه، بازاریابی، تخصیص وام کم بهره 

، فضای نمایشگاهی و غیره برای نقاشان پشت شیشه باشد. حرکت بعدی به هنرمندان و فعالان این رشته باز می گردد. تمام نقاشان پشت شیشه در کشور باید متحد شوند و به رشد این رشته فکر کنند. تخریب باعث عقب ماندن می شود. نکته بعدی درس گرفتن از اشتباهات گذشتگان است. یکی از اشتباهاتی که هنرمندان قدیمی داشتند به مکتوب نکردن وقایع و مسایل مربوط به این هنر باز می گردد. این روزها به تمامی دوستانم این توصیه را می کنم که دست به قلم شوند و درباره نقاشی پشت شیشه بنویسند. مساله بعدی به بالابردن سطح معلومات هنری باز می گردد. در عصر حاضر نمی توانیم سخن چندانی از کار کردن و نقاشی کردن بصورت دلی سخن بگوییم. زمانه تغییر کرده است و باید با شناخت قوی پیش رفت. البته راه حل ها به این چند مورد محدود خلاصه نمی شود. 

به نظر می رسد که شما ارتباط چندانی با پیشکسوتان این هنر ندارید. نظر خودتان چیست؟ 
پس از افتتاح دوباره موزه نقاشی پشت شیشه که بعد از حدود ۲ سال تعطیلی انجام شد و نمایشگاه در قاب طبیعت در آنجا برپا شد به دنبال ایجاد جمعی دوستانه از هنرمندان این رشته بودم. آن زمان آقای ایرانپور رییس موزه بود. با همکاری ایشان دو نمایشگاه گروهی برگزار کردیم. یکی در خود موزه و دیگری در نگارخانه هنر ایران بود. ولی متاسفانه پس از مدتی حرف و حدیث هایی پیش آمد و برخی افراد حساب خود را جدا کردند. در آخر هم گروه بهم خورد. آن زمان آقای ایرانپور سعی کرد تا با برگزاری یک همایش، دوستان را جمع کن و محوریت را به دست بگیرد که متاسفانه نتیجه عکس حاصل شد. از آن وقت یعنی پس از همایش بصورت مستقل کار کردم و گروه نقاشان پشت شیشه ایران را به همراه جمعی از دوستان راه انداختیم. البته در طی این مدت سعی کردم برای برگزاری برنامه ها از پیشکسوتان هم دعوت کنم. هرگاه که نمایشگاهی داشتم به دوستان قدیمی اطلاع می دادم اما هریک به دلیلی خود را کنار می کشیدند و حتی پاسخی به پیامم نمی دادند. تنها کسی که تا آخرین لحظه با گروه ما ارتباط داشت مرحوم مهیندخت عظیما بود. 

چرا پیشکسوتان نقاشی پشت شیشه از گروه شما دوری می کردند؟ 
بهتر است دلیل را از خود ایشان جویا شوید. زیرا مواردی را که من می گویم بر اساس ذهنیت و حدس و گمان خودم است. 

حدس و گمان شما چیست؟ 
یکی از آنها حس رقابت است. آن دوستان احساس می کردند که سعید رضاخان کار را از دست آنها خارج کرده است و به سرعت پیش می رود. که البته تا حدودی هم درست بود. اما آنها یک نکته را در نظر نگرفته بودند. دوستان پیشکسوت فراموش کرده بودند که طی سالیان قبل نقاشی پشت شیشه در حاشیه قرار گرفته بود و کسی از آن یادی نمی کرد و تا آن زمان کسی جمعی را گرد هم نیاورده بود و اخبار مربوط به این حوزه را انعکاس نداده بود. هریک از آن عزیزان می خواست به تنهایی مطرح شود و فقط نام خودش را وجود داشته باشد. در ضمن نمی دانستند که رشته تحصیلی من دقیقا در رابطه با مدیریت هنر است از طرفی هم تاریخ خوانده ام. مدیریت باعث می شد تا بتوانم کار را هدایت کنم و تاریخ کمک می کرد آینده این هنر را در زمان حال رقم بزنم و یادگیری های خوبی را برای نسل های بعدی به جا بگذارم. با این وجود آنها خودشان کم کاری کردند و فعالیت چندانی هم نشان ندادند. 

حالا چاره کار چیست؟ 
بهترین گزینه کار گروهی است. وقتی همه در شکل یک گروه واحد فعالیت کنیم مسیر بسیار کوتاه می شود اما متاسفانه در میان برخی از دوستان قدیمی و پیشکسوت چنین روحیه ای دیده نمی شود. 

شاید برای پیشکسوت ها سخت باشد که در کنار جوان ترها کار کنند. 
بهتر است کمی منطقی به این موضوع نگاه کنیم. من جوانان و حتی نوجوانانی را می شناسم که بسیار قوی کار می کنند و در این راه پرتلاش ظاهر شده اند. در عین حال افرادی را هم می بینم که خود را پیشکسوت می نامند اما کارشان بسیار ضعیف و دمدستی است. در عین حال می شود گفتگو کرد و گزینه های مختلفی را مطرح کرد. پیشکسوت ها می توانند در کنار هم ظاهر شوند و فعالیت گروهی داشته باشند. اما اینجا یک مسئله دیگر پیش می آید. بسیاری از پیشکسوت ها نمی توانند یکدیگر را تحمل کنند و این یک مشکل اساسی است. برخی برای مطرح نشدن دیگران حاضر هستند که خودشان هم کار نکنند و دیده نشوند یا حتی در حاشیه قرار بگیرند. اگر کمی در عملکرد گروه نقاشان پشت شیشه دقت کنید به یک نکته جالب پی می برید. افراد به اندازه تلاشی که می کنند سهم می برند. هرکس که در نمایشگاه شرکت می کند نامش هم در رسانه ها انعکاس می یابد با این حال عده ای حاضر نیستند در کارهای گروهی ما شرکت کنند چراکه می ترسند اعضای گروه مطرح شوند ولی می بینید که این چند سال خودشان را محدود کردند نامشان ناخودآگاه حذف شده است و به تبع آن در حاشیه تاریخ نقاشی پشت شیشه قرار گرفته اند. 

بحث به تاریخ و تاریخچه نقاشی پشت شیشه رسید. جایگاه شما و گروهتان در تاریخ هنر ایران کجاست؟ 
همانطور که گفتم در دوره ای از تحصیلاتم تاریخ خواندم. به همین دلیل سعی می کنم تا سندهای لازم را از زمان حال برای آیندگان به یادگار بگذارم. متاسفانه گذشتگان ما مطلب چندانی برای ما به ارث نگذاشتند که این یک ضعف است و حدث و گمان های بسیاری را از این هنر برای ما ایجاد کرده است. نام گروه نقاشان پشت شیشه ایران و هرکسی که با آن به نوعی در ارتباط بوده است در تاریخ این هنر ثبت می شود و پاک شدنی هم نیست و این مطلب را گذشت زمان مشخص می کند. 

از چه جهت پاک شدنی نیست؟ 
چند تن از اعضای گروه هستند که بصورت مستقل وقایع را ثبت می کنند و به تمامی دوستان سفارش کرده ام که بدون هیچ کم و زیاد و بدون هیچ ملاحظه ای مطالب را بنویسند. به همین دلیل می گویم که پاک شدنی نیست. 

توصیه شما به نهادها و پیشکسوتان این هنر چیست؟ 
توصیه می کنم که منیتها را کنار بگذارند و برای اعتلای این هنر تلاش کنند. با این کار نامشان جاودانه می شود.

کلید واژه :

نقاشی پشت شیشه

،

استاد رضاخان

،

استاد سعید رضاخان

،

سعید رضاخان

ثبت نظرات
captcha