پیش خوان روزنامه ها
محل تبلیغات شما اینجاست 2 محل تبلیغات شما اینجاست 2 محل تبلیغات شما اینجاست 4 نیرو نیوز مدارا
کد خبر : ۷۳۳۹۵۰
زمان انتشار :
facebook telegram twitter google+ cloob Yahoo print

از قرار گرفتن در دام اعتیاد تا نجات و به کارگیری معتادان

به مناسب روز جهانی مبارزه با مواد مخدر به سراغ کسی رفتیم که 20 سالی از ترکش می گذرد و از آن زمان تاکنون در راه کمک به معتادان قدم های فراوانی برداشت.

از قرار گرفتن در دام اعتیاد تا نجات و به کارگیری معتادان

مازندران ـ سرویس اجتماعی|اعتیاد یکی از پرخطرترین آسیب های شناخته شده در جامعه است و به حالتی اطلاق می شود که فرد به مصرف ماده پرخطری عادت کرده و توان ترک آن را ندارد.

طبق آمارهای کشوری سالانه مبالغ زیادی صرف خرید مواد برای جامعه معتادان کشور می شود، در کنارش افراد معتاد سرمایه های مهمی چون سلامتی، اعتمادبه نفس، خانواده، خلقیات نیکو و هزاران موارد دیگر را حتی جان خود را نیز از دست می دهند.

اعتیاد ایجادشده از یک فرد به فرد دیگر انتقال پیدا کرده و در جامعه به عنوان یک ناهنجاری مزمن شیوع پیدا می کند و نوجوانان و جوانان را بیش از دیگران هدف قرار می دهد.

با این اوصاف این سؤال مطرح است که آیا اعتیاد پایان روزگار خوش یک فرد است و دیگر راه بازگشتی نیست یا خیر؟ برای پاسخ به این سؤال به مناسبت روز جهانی مبارزه با مواد مخدر به سراغ کسی رفته که حدود 20 سال از ترک اعتیادش می گذرد و از آن زمان تاکنون در راه کمک به معتادان برای ترک اعتیاد قدم های فراوانی برداشته است که در ادامه مصاحبه با وی را می خوانید.

 

 

بهنام سیدکار 49 ساله ساکن شهرستان ساری ست، او از دوران نوجوانی با شروع مصرف سیگار قدم در راه بسیار خطرناکی گذاشت، به طوری که به مرور زمان مصرف حشیشش، مورفین، هروئین و سایر مواد مخدر را تجربه کرد.

 

 

وی اعتیادش را این گونه شرح داد: من در خانواده ای از قشر متوسط رو به بالا زندگی می کردم مشکل خاصی در زندگی  وجود نداشت، شاید هم نشینی با دوستان بد دلیل بر این بود که قدم در راه اعتیاد بگذارم.

* مصرف مواد لذتی در من ایجاد می کرد که دلم می خواست بارها تکرارش کنم

سیدکار افزود: با شروع مصرف مواد نوعی لذت در من ایجاد می شد که فقط مختص زمان مصرفم بود در حدی که دلم می خواست بارها و بارها این کار را تکرار کنم که کردم، تا جایی که دیگر هیچ چیز جلودارم نبود، البته این را بگویم که در آن زمان نقش مشاوره رفتارهای پرخطر در جامعه بسیار کم بود و افراد زیادی در اطرافم معتاد بودند که این موضوع موجب می شد اعتیاد آن طور که باید به چشم نیاید.

وی خاطرنشان کرد: همانطور که می دانید در حال حاضر هم اعتیاد دیگر یک جرم محسوب نمی شود بلکه یک بیماری ست که فرد بیمار به طور مستقیم و افراد خانواده آن به صورت غیرمستقیم با آن سروکار دارند.

 

 

* سرخوشی اعتیاد موجب فراموش کردن نابسامانی های زندگی ام بود

این معتاد بهبودیافته گفت: اعتیاد سرخوشی و نشاط به من می داد و این باعث می شد که با وجود همه نابسامانی هایی که ایجاد کرد باز هم تکرارش کنم تا اینکه مصرف مواد به مرحله اجبار رسید.

* اعتیاد هزینه های زیادی داشت

وی افزود: از طرفی چون باید بابت خرید مواد پول پرداخت می کردم سعی می کردم کم کم از مصرف در جمع خودداری کنم تا مجبور نشوم جیره خودم را به کسی داده و خماری بکشم.

به تدریج زمان ازدواجم فرا رسید نه در محیط کار و نه هنگام ازدواج کسی متوجه اعتیاد من نشد چرا که تأثیرش را به مرور زمان نشان می دهد نه در آن واحد.

26 سالم بود که ازدواج کردم و صاحب فرزند پسری شدم، اوضاع زندگی روز به روز بدتر می شد تا جایی که کار به محدودیت ها رسید هیچ چیزی سرجایش نبود، نمی توانستم دست در جیبم کنم و هر آنچه که می خواهم را بخرم، در آن زمان من روزی 100 هزار تومان خرج خرید موادم بود.

* به دنبال اعتیاد، طلاق آمد

سیدکار تصریح کرد: کم کم زندگی ام متلاشی شد، همسرم از من جدا شد و من به یکباره همه چیز را باختم، غرق در راهی شده بودم که زندگی ام را تبدیل به جهنم می کرد و بوی تعفنش آنچنان همه جا را گرفته بود که من برای برگرداندن سرم برای یادآوری زیباترین خاطراتم هم حس و حالی نداشتم.

 

 

روزی یکی از دوستانم که اوضاع مالی خوبی داشت را در خیابان دیدم که او هم معتاد شده بود مرا به خانه اش دعوت کرد خانه ای از بیرون به کاخ می ماند،  وارد خانه که شدم دیدم همه وسایل خانه را فروخته و صرف خرید مواد کرده است آنجا بود که ترس وجودم را فرا گرفت.

* اعتیاد پول درآوردن از کف خیابان را به همراه داشت

این معتاد نجات یافته یادآور شد: کم کم من هم دست به کارهایی زدم که به قولی پول درآوردن از کف خیابان محسوب میشد، دست به هرکاری زدم، چون قادر به خرید مواد مورد نیازم نبودم... شرایط سختی داشتم، جسم و روحم تحت تاثیر قرار گرفته بود، کار و خانواده ام را از دست داده بودم.

* به یکباره ورق زندگی برگشت

وی اضافه کرد: ولی ورق زندگی من به یکباره برگشت...قصه از جایی شروع شد که روزی از تلویزیون یکی از هم کلاسی هایم را دیدم که سفیر امور خارجه کشور شده و آنجا بود که حالم از خودم بهم خورد، برای خرید مواد به خیابان به نزد دوستم رفتم او گفت مواد فروشی را کنار گذاشته و سرگرم کار دیگری ست.

از دوستم درباره جزئیات کار پرسیدم، پاسخ داد: با جمعی از دوستان مصرف کننده در حال ترک هستیم و قرار است این بار به خاطر خودمان ترک کنیم،  من هم که بارها در مدت های کوتاه مدت اقدام به ترک کرده بودم و موفق نشده بودم گفتم باری دیگر شانسم را امتحان کنم.

 

 

* ترک اعتیاد چون ترک دادن شیر برای کودک شیرخواره است

سیدکار اظهار کرد: وارد جمعی شدم که حدود 20 نفر بودیم حال همه به جز من و یک نفر دیگر خیلی بد نبود حال ما وخیم بود، حال کودک شیرخواره ای را داشتم که به یکباره قرار است از شیر گرفته شود، 20 روز اولم به بدترین شکل ممکن گذشت 3 روزش را حتی آب و چای نمی توانستم بنوشم.

پس از پشت سر گذاشتن آن روزهای سخت سرانجام توانستم اعتیاد این معضل خانمان سوز را به لطف خدا ترک کنم، این کار را فقط معجزه الهی می دانم.

* ترک کردم، پاک شدم و زندکی را از نو شروع کردم

این بهبودیافته گفت: ترک کردم،  پاک شدم و زندگی را از نو شروع کردم، دوباره زندگی تشکیل دادم و صاحب دو فرزند دیگر شدم،  همسرم با اعتماد به من وارد زندگی من شد و من با وجود اینکه گاهی  یاد خوشی های زمان معتاد بودنم می افتادم اعتمادش را خدشه دار نکردم.

 

 

* افتتاح شرکت تعاونی با استفاده از نیروی کار بهبودیافته

وی با اعلام اینکه پس از اعتیاد با جمع آوری سرمایه اولیه اقدام به افتتاح شرکت تعاونی تولیدی پوشاک و انواع تولیدات خانگی کردم، گفت: در حال حاضر  حدود 30 نفر از معتادان بهبودیافته  را مشغول به کار کردم، در این بحث کارآفرین بودم و کارگران را بیمه کردم، زنان و فرزندانی که به دلیل اعتیاد سرپرست خود را از دست داده و یا اینکه زندانی شده اند در این تعاونی مشغول به کار کردم،  این کار را بدون وابستگی و کمک از ارگان های خاص انجام دادم.

 

 

* افتتاح سازمان مردم نهاد خیرین صیانت اجتماعی

سیدکار اضافه کرد: سپس اقدام به افتتاح سازمان مردم نهاد یا همان ثمن خیرین صیانت اجتماعی کردم که در حال حاضر 8 خیر شاخص استان ما را از الطاف خود بهره مند می کنند، این سازمان شعباتی در سطح مازندران دارد و برای اولین بار در کشور از اساتید و خیرین، قهرمانان و نخبگان در راه ترک معتادان با حضور خود در راه ترک اعتیاد معتادان قدم برداشتن.

من همان کسی هستم که حالش از خودش بهم می خورد ولی الان دلیل حال خوب افراد زیادی هستم، گاهی معتادی که پاک شده نیمه های شب با من تماس می گیرد و می گوید فقط می خواستم صدایت را بشنوم.

مدیرعامل شرکت تعاونی و ثمن بهبودیافتگان در پایان گفت: افراد داوطلب برای پیوستن به سازمان مردم نهاد خیرین صیانت اجتماعی استان مازندران می توانند به سایت Www.socialsupprtsocirty.com مراجعه کنند.

با خواندن داستان زندگی این معتاد نجات یافته درمی یابیم که هیچ چیز غیرممکن نیست،  درست است ترک مواد مخدر کار ساده ای نیست و واقعیت این است که تاکنون علم نتوانسته جایگزین مناسبی برای مواد مخدر کشف کند ولی هستند کسانی که با اراده و تلاش سعی کردند نه تنها عمر باقی مانده خود را صرف مصرف مواد مخدر نکنند بلکه در راه مبارزه با اعتیاد گام های مؤثری بردارند که بهنام سیدکار یکی از این افراد است.

امیدوارم معتادانی که از اعتیاد رنج می برند و این درد را به فرزندان و همسران بی گناه خود انتقال می دهند هر چه زودتر در راه خلاصی خود و خانواده قدم مؤثری بردارند.

گزارش از زری طاهری پرکوهی

انتهای پیام/۸۶۰۴۸/ح

منبع فارس
ثبت نظرات
captcha