پیش خوان روزنامه ها
محل تبلیغات شما اینجاست 2 محل تبلیغات شما اینجاست 2 محل تبلیغات شما اینجاست 4 نیرو نیوز مدارا
کد خبر : ۷۲۹۸۹۳
زمان انتشار :
facebook telegram twitter google+ cloob Yahoo print

کنگره ملی 5400 شهید کردستان/شهیدان مظهر حیات جاوانه

شهیدان مظهر حیات جاودانه اند چرا که در جبهه های نبرد حق علیه باطل جنگیدند و در راه دفاع از ارزش های دینی و اسلامی از خون خود گذشتند.

کنگره ملی 5400 شهید کردستان/شهیدان مظهر حیات جاوانه

به گزارش پایگاه خبری اتحاد آنلاین، از سنندج، در تاریخ هر جامعه ای موقعیت و لحظاتی وجود دارد که با حیات یک ملت به طور دقیق در ارتباط است، چنانچه در آن لحظه های حیاتی یک جامعه به موقع، آگاهانه، مومنانه، شجاعانه و قاطعانه عمل نکند، حیات خویش را برای همیشه از دست می دهد.

ملت و جوامعی بودند که در این زمینه سست عمل کردند و در مقابل دشمنان ایستادگی نکردند و برای همیشه از جغرافیای زمین محو شدند و عزت خود را از دست دادند ، و کشورهایی همچون ایران اسلامی نیر در برابر ظلم و زور و تزویر ایستادند شهید دادند و حرمت و کرامت خود را حفظ و اقتدار و عزت را برای سرزمین خود به ارمغان آوردند.

استان کردستان نیز با تقدیم 5400 شهید والامقام در راستای دفاع از ارزش های دینی و اسلامی تلاش کرد و امروز نیز یاد و خاطر این بزرگمردان فداکار و از جانگذشته هنوز بر زبان ها جاری است.

« شهید محمد گوشبر» یکم مهرماه 1344 در شهرستان قروه دیده به جهان گشود، پدرش محمدمهدی و مادرش ریحان نام داشت. خواندن و نوشتن بلد نبود. فروشنده بود. سی و یکم خرداد ماه 1362 در محور سنندج ـ کامیاران به اسارت گروه های ضدانقلاب درآمد. تیرباران شد و به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع شده است.

«شهید محمود زندی» در در سال 1333 در روستای هلیزآباد سنندج دیده به جهان گشود مادرش معصومه و پدرش کریم نام داشت که در همان بدو تولد پدرش دارفانی را وداع گفت.

در سال 1352 وارد ارتش شد و دوره های نظامی را با موفقیت به اتمام رساند و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز در شهریور 1359 جزو نخستین کسانی بود که به مناطق عملیاتی جنوب اعزام و در درگیری های مکرر بارها تا مرز شهادت رفت و در مقابل دشمنان این مرز و بوم ایستادگی کرد.

این شهید وارسته در هفدهم دیماه سال 59 به مقام رفیع شهادت نائل آمد و پیکر غرقه به خونش در قبرستان قدیمی تایله سنندج در دل خاک ماوا گرفت.

کبری دانش پرور همسر شهید زندی از آخرین دیدار خود با همسرش اینگونه می گوید: بسیار شوخ طبع بود و به بنیانگذار انقلاب اسلامی علاقه زیادی داشت و آخرین بار که از جبهه به مرخصی آمده بود مدام از رشادت و جانفشانی همرزمان شهیدش سخن می گفت و شاید می خواست من هم آمادگی پذیرش و تحمل شهادتش را داشته باشم.

«شهید محمد عونی» در سال 1339 در شهر سنندج دیده به جهان گشود، پدرش سیف الله و مادرش محترم نام داشت. سال 1358 با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی به استخدام ارتش درآمد و در لشکر 77 پیاده خراسان سازماندهی شد.

با تحمیل جنگ رژیم بعث عراق به ایران  داوطلبانه عازم جبهه شد و در هجدهم آبان ماه سال 1359 در منطقه عملیاتی آبادات در حین عملیات براثر اصابت گلوله به شهادت رسید.

پیکر این شهید به عنوان یکی از نخستین شهدای دفاع مقدس در گلزار شهدای بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.

پدرش چگونگی شنیدن خبر شهادت این شهید وارسته را روایت می کند و می گوید: در یک روز بارانی نامه ای بدستم رسید، پسر دیگرم یدالله که او هم در بمباران 28 دیماه سال 65 سنندج به شهادت رسید در مدرسه درس می خواند نامه را بردم تا یدالله برایم بخواند او نامه را باز کرد و سکوت کرد و نامه را به معلمش داد معلم نیز نگاهی به نامه انداخت و به فکر فرو رفت با اصرار خواستم متن نامه را بخواند که با لحنی حزین گفت محمد شهید شده و همراه همرزمانش در بهشت زهرای تهران دفن شده است.

«شهید بختیار یزدانی» هفدهم مهرماه سال 1347 در روستای بویین علیا از توابع شهرستان بانه دیده به جهان گشود. پدرش مجید کشاورز بود و مادرش رابعه نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند و بسیجی بود.

بیست و هفتم مهرماه سال 1363 در روستای عباس آباد بانه هنگام درگیری با گروه های ضدانقلاب بر اثر اصابت گلوله به شکم و سینه شهید شد. پیکرش را در قبرستان سلیمانبگ شهر بانه به خاک سپردند.

«شهید اسماعیل نگهدار پنیرانی» نوزدهم مردادماه 1334 در شهر سنندج دیده به جهان گشور، پدرش میرزا و مادرش نظیفه نام داشت. در سال 1356 به استخدام ارتش درآمد که شروع به کارش در ارتش با پیروزی انقلاب اسلامی مصادف شد. در بهار 1361 در منطقه عملیاتی دارخوین خدمت می کرد و در هشتم خرداد ماه همین سال به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

در خاطرات مادر این شهید والامقام آمده است: پسرم به نگهداری پرندگان علاقمند بود آخرین باری که به مرخصی آمده بود تعدادی از پرنده ها را رها کرد و وقتی علت را پرسیدم جواب داد «من که نیستم، کسی نیست به پرنده ها رسیدگی کند نمی خواهم تو هم به زحمت بیفتی، این بار اگر نیامدم خودت بقیه را رها کن و همین طور شد و بعد از مدتی ما را تنها گذاشت.»

بی شک شهدا از جنس جاودانگی، عزت، افتخار، کرامت، شرافت، بزرگی، استقلال و آزادی هستند و همه عناصری که موجودیت و هویت یک جامعه را تعریف می کند در شخصیت شهیدان تجلی می یابد.

انتهای پیام/2330/72

منبع فارس
ثبت نظرات
captcha