پیش خوان روزنامه ها
محل تبلیغات شما اینجاست 2 محل تبلیغات شما اینجاست 2 محل تبلیغات شما اینجاست 4 نیرو نیوز مدارا
کد خبر : ۷۲۱۴۱۰
زمان انتشار :
facebook telegram twitter google+ cloob Yahoo print

توسط نشر پیدایش؛

عناوین اول و دوم «افسانه امبر» چاپ شدند

ترجمه رمان های «نُه شهریار امبر» و «تفنگ های آوالون» به عنوان مجلدات اول و دوم مجموعه افسانه امبر نوشته راجر زلازنی توسط نشر پیدایش منتشر و راهی بازار نشر شد.

عناوین اول و دوم «افسانه امبر» چاپ شدند

به گزارش پایگاه خبری اتحاد آنلاین، کتاب های «نُه شهریار امبر» و «تفنگ های آوالون» نوشته راجز زلازنی به عنوان جلدهای اول و دوم مجموعه فانتزی «افسانه امبر» به تازگی با ترجمه پیمان اسماعیلیان، توسط نشر پیدایش منتشر و راهی بازار نشر شده اند.

این دو کتاب، عناوین اول و دوم مجموعه «افسانه امبر» هستند که پیدایش، ترجمه جلد سوم آن را نیز با نام «نشان تک شاخ» به چاپ رسانده است. طبق طراحی های این نویسنده برای مجموعه داستانی اش، امبر جهانی واقعی است که باقی دنیاها از جمله زمین، تنها سایه ای از آن هستند. «افسانه امبر» یکی از معروف ترین مجموعه های فانتزی حماسی ادبیات جهان است.

راجر زلازنی نویسنده فقید آمریکایی متولد سال ۱۹۳۷ و درگذشته به سال ۱۹۹۵ است. او مجموعه ای داستانی درباره جهان امبر نوشته که ۱۰ جلد و «تواریخ امبر» نام دارد. پیدایش این مجموعه رابا نام «افسانه امبر» چاپ می کند. «نشان تک شاخ» یکی از عناوین همین مجموعه است که مخاطبانش نوجوانان، جوانان و بزرگسالان هستند. زلازنی شاعر و نویسنده ای بود که به نوشتن داستان های علمی تخیلی و فانتزی شناخته می شود.

«افسانه امبر» مجموعه ای است که از دو چرخه ۵ گانه تشکیل شده است. ۵ کتاب اول درباره شاهزاده کروین جنگجو و کتاب های سری دوم هم درباره پسر کروین، شاهزاده مرلین جادوگر هستند.

در کتاب اول «نُه شهریار امبر»، شاهزاده کُروین که قرن هاست به زمین تبعید شده، قصد دارد برای پس گرفتن تاج و تختی که آن را از آن خود می داند، دست به اقدامات جنون آمیز بزند. امبر با خون کروین عجین است. او ناچار است از اعماق جنگل های آردن تا خود انگاره (که در دل کاخ امبر نهفته است و ساختار کل واقعیت عالم از ان نشأت می گیرد) با قدرت های هشت خواهر و برادر فناناپذیر که در واقع شهر یاران امبر روبرو شود.

کروین باید برای برای غلبه بر دشمنانش، سدهایی شیطانی و نیروهای عجیبی را از سر راه بردارد؛ موانعی که حتی نیروی خشم فرابشری کروین را نیز به چالش می خوانند...

«نه شهریار امبر» در ۱۰ فصل نوشته شده است.

در قسمتی از این رمان می خوانیم:

دیگر بخش عمده ای از انگاره را پشت سر گذاشته بودم و شراره ها پیوسته از زیر پاهایم بیرون می جستند و تا زانوهایم می رسیدند. دیگر نمی دانستم رویم به کدام طرف بود یا رندوم و دئیدرا و مویر کجا ایستاده بودند. جریان هایی از سر تا پای وجودم می گذشتند و حس می کردم تخم چشم هایم در کاسه می لرزند. حس می کردم گونه هایم سوزن سوزن می شوند و انگار دستی سرد بر تیره پشتم کشیده می شود. برای جلوگیری از لرزش آرواره ام، دندان ها را بر هم فشردم.

تصادف اتومبیل نبود که موجب فراموشی ام شده بود. من از ابتدای سلطنت الیزابت اول در قرن شانزدهم میلادی در انگلستان خاطراتم را از دست داده بودم. لابد فلورا تصور کرده بود تصادف اخیرم حافظه ام را برگردانده بود. او از شرایطم خبر داشت. ناگهان این فکر به ذهنم خطور کرد که شاید او فقط برای تحت نظر داشتن من بود که در زمین سایه زندگی می کرد.

از قرن شانزدهم تا امروز. برای چه؟

این کتاب با ۳۰۴ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۳۲ هزار تومان منتشر شده است.

در جلد دوم «تفنگ های آوالون» داستان از این قرار است که کروین که در سیاه چال زندانی است، با کمک یک دانشمند دیوانه فرار می کند. این دانشمند دِوُرکین نام دارد. همه بر این باورند که سلاح گرم در امبر کار نمی کند چون در این دنیا، باروت بی اثر است. اما دانشمند دیوانه رازی مگو را می داند که به این ترتیب است: در دنیای سایه ای به نام آوالون که روزگاری فرمانروایش بوده، یک نوع پودر جلادهنده وجود دارد. این پودر می تواند در امبر در حکم باروت عمل کند.

رمان «تفنگ های آوالون» در ۹ فصل نوشته شده است.

در قسمتی از این کتاب می خوانیم:

«وقتی یک دست بیشتر نداره، خب یک آدم کاربلد لازمش می شه. اصلا می تونه...»

شروع کردم به خندیدن، ولی جلوی خودم رو گرفتم، چون صدای خنده ام زیادی بلند بود و از دور هم شنیده می شد. وانگهی، نمی خواستم احساسات گنه لون را هم جریحه دار کنم.

گفتم: «عذر می خوام. لطفا منو ببخش. ظاهرا متوجه نیستی. تو واقعا کسی رو که اون شب تو چادر صحرایی باهاش حرف زدیم نمی شناسی. به ظاهر یک آدم عادی نشون می داد - که یک دستش هم قطع شده بود - ولی قضیه این نیست. من از بندیکت می ترسم. اون شبیه هیچ کدوم از موجودات سایه یا واقعیت نیست. اون استاد تمام هنرهای رزمی در کل امبره. می تونی یک هزاره رو تصور کنی؟ منظورم هزار سال تمامه؟ حالا چند تا هزاره رو در نظر بگیر. حالا می تونی مردی رو تصور کنی که تمام روزهای عمرش رو که همین چند هزاره طول کشیده رو صرف پرداختن به جنگ افزارها و تاکتیک ها و راهبردها کرده باشه؟ اگه می بینی یک قلمرو کوچک داره، یک نیروی شهربانی کم جمعیت رو فرماندهی می کنه و یک بوستان کوچولو پشت خونه اش درست کرده، نباید گول بخوری. هرچه در علوم نظامی وجود داره، توی مغزش وول می خوره. اغلب از سایه ای به سایه دیگه می ره. نسخه های مختلف از یک نبرد رو مطالعه می کنه که شرایط اونها فقط در جزئیات با هم فرق دارن، همه اش برای اینکه نظریه های جنگیش رو آزمایش کنه. اون ارتش هایی رو فرماندهی کرده که عبور ستون هاش از یک نقطه، روزهای متمادی طول می کشیده و انتهاشون دیده نمی شده. گرچه قطع شدن بازوش موجب ناراحتیش شده، ولی هنوز هم دلم نمی خواد چه با سلاح، چه با دست خالی باهاش طرف بشم. شانسی که آوردیم اینه که علاقه ای به تاج و تخت نداره، وگرنه تا به حال اشغالش کرده بود. اگر این کار رو کرده بود که حتما دست از کار می کشیدم و باهاش بیعت می کردم. من یکی از بندیکت می ترسم.»

این کتاب هم با ۳۳۶ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۳۵ هزار تومان به چاپ رسیده است.

منبع مهر
کلید واژه :

نُه شهریار امبر

،

تفنگ های آوالون

،

مجموعه افسانه امبر

اخبار مرتبط
ثبت نظرات
captcha