قیمت طلا، سکه و ارز قیمت روز خودرو
پیش خوان روزنامه ها
روزنامه ها
محل تبلیغات شما اینجاست 2 محل تبلیغات شما اینجاست 2 محل تبلیغات شما اینجاست 4 نیرو نیوز مدارا
کد خبر : ۷۲۱۱۸۸
زمان انتشار :
facebook telegram twitter google+ cloob Yahoo print

خاورمیانه و جهان در آستانه تحولی عظیم

خبرها بهت آور و حیرت انگیز بود. دونالد ترامپ روز چهارشنبه ١٩ دسامبر اعلام کرد که نیروهایش را از سوریه خارج می کند. برای تحلیل این خبر شوک آور یک جای کار می لنگید.اگر قرار است این خروج بر پایه و مبنایی درست استوار باشد حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان چگونه توجیه می شود؟

خاورمیانه و جهان در آستانه تحولی عظیم

به گزارش پایگاه خبری اتحاد آنلاین، ذهن در تحلیل این دو مطلب دچار تضاد و تناقض می شود. تضاد و تناقض ایجاد شده در ذهن تحلیلگران اما بیش از یک روز باقی نماند. یک روز پس از اعلام خروج آمریکا از سوریه، خبر خروج بیش از ٧٠٠٠ نفر از نظامیان آمریکا از افغانستان هم در روز جمعه ٢١ دسامبر بر خروجی رسانه ها جا خوش کرد تا همه چیز را برای یک تحلیل اصولی و برداشت صحیح آماده کند.

حالا به دور از هر گونه تحلیل احساسی و نسبت دادن پیروزی و شکست برای این یا آن گروه و دسته سیاسی یا نظامی باید با نگرشی عمیق و تاریخی با نگاه به منافع ملی کشور اقدام کننده به تحلیل درست و صحیح این اقدام تاریخی پرداخت. چنین تحلیلی می تواند نتایج بهتر و در نهایت تصمیم گیری درست تری را برای دست اندرکاران فراهم سازد.

برای درک تصمیم ایالات متحده در خروج یکباره از منطقه خاورمیانه باید نگاهی گذرا به تاریخ بیفکنیم. آمریکا از چه زمانی و چرا وارد جهان و منطقه شد؟ و اکنون چرا می خواهد برود؟

آمریکا نخستین بار در سال ١٩١٢ به صورتی دیپلماتیک وارد عثمانی، ترکیه و استانبول شد. هدف از این حضور دستیابی به نفت کرکوک و موصل بود. در مقابل این حضور، سیاستمدار پیچیده ای همچون ادوارد گری و وزیر دریانوری پر شوری همچون وینستون چرچیل از انگلستان قرار داشتند. دیپلماسی تازه به دوران رسیده کلبی چستر ، آن دریاسالار بازنشسته آمریکایی نتوانست در برابر عوامل چرچیل و ادوارد گری نتیجه ای بهتر از شکست در دربار سودا زده عثمانی حاصل کند.

حضور دوباره آمریکا در سطوح اثر گذاری سیاست جهانی به سال ١٩١٧ باز می گردد، زمانی که اروپا درگیر جنگی حیاتی با آلمان تازه برخاسته به رهبری ویلهلم قیصر برای تسلط بر بخش های وسیعی از جهان بود. موضوع وقتی برای آمریکا حیاتی شد که انگلستان در سال ١٩١٧ نامه رمزی را از آلمان کشف کرد که وعده بخشی از خاک آمریکا را به مکزیک پس از پیروزی در نبرد بزرگ می داد. به علاوه در همین اوان نیروی دریایی سحرآمیز آلمان رزم ناوی از ایالات متحده را مورد هدف قرار داده بود. با این اتفاقات دیگر تردیدی برای آمریکاییان برای حضور در جنگ باقی نماند.

سومین حضور آمریکا در منطقه با هدف دستیابی به نفت کویت، عربستان و خاورمیانه بود. حضور چهارم آمریکا به سال ١٩٧١ برمی گردد، زمانی که انگلستان تصمیم به خروج از خلیج فارس گرفت. در این زمان آمریکا با هدف سد نفوذ در برابر شوروی و کونیزم ، ایران را به عنوان ژاندارم خلیج فارس برگزید. اکنون در سال ٢٠١٨ هستیم. خطر کمونیسم و شوروی به تاریخ پیوسته است. از دیگر سو با انقلاب شکست هیدرولیکی دیگر نفت خاورمیانه برای آمریکا اهمیت گذشته را از دست داده است.

حالا آمریکا روزانه کمتر از 4٠٠ هزار بشکه نفت از عربستان می خرد و به عنوان بزرگترین تولید کننده نفت جهان مکانی برای صادرات نفت برای خود می جوید. در این شرایط حضور پر هزینه نظامی آمریکا در منطقه چه منافعی برای آمریکا می تواند داشته باشد؟
رفتن آمریکا از منطقه هزینه های حضور نظامی در کشورهای دیگر را خواهد کاست و در مقابل این فرصت را برای آنها به وجود می آورد تا به بازسازی درونی خود بپردازند.

دونالد ترامپ شباهت زیادی به رئیس جمهوری تئودور رزولت در آستانه قرن بیستم دارد. آمریکا با خروج از منطقه به دنیای آمریکا در اوایل قرن بیستم باز می گردد در حالی که به امکانات و پیشرفت های قرن بیست و یکم مجهز است. سرآغاز قرن بیستم زمانی بود که آمریکا قدرتی بی آزار و محترم شمرده می شد. قدرتی که در زمینه دانشگاه، صنعت، کشاورزی و دریانوردی در اوج بود و برادران ویلبررایت پرواز در کرانه های آسمان را نیز برای آمریکاییان به ارمغان آورده بودند.

برای دونالد ترامپ حالا یک چیز بیشتر مطرح نیست و آن تامین منفعت مادی و مالی از هر اقدام است. اگر حضور نظامی در منطقه می تواند منفعت مادی برای کشورش در پی داشته باشد، توجیه پذیر است اما اگر نتیجه ای جز هزینه هنگفت برای کشورش ندارد چه توجیهی می تواند داشته باشد؟

در این میان با خروج آمریکا از سوریه تکلیف رژیم صهیونستی چه خواهد شد؟ واضح است؛ آمریکا در مواجه با رژیم صهیونیستی همان سیاست اوباما را در پیش گرفته است. سیاستی که بر اصل حمایت از اسرائیل بدون حمایت مستقیم استوار خواهد بود. به عبارت دیگر آمریکا دیگر نمی خواهد اسرائیل را مانند کودکی تر و خشک کند.
سوال بعدی این است: تکلیف اروپا و ناتو چه خواهد شد؟ آیا آمریکا از ناتو و اروپا هم خارج می شود؟ پاسخ با طرح سوالی دیگر روشن می شود: آمریکا اصلا چرا باید در قالب ناتو از اروپا حمایت کند؟ صرف هزینه و حمایت قرن بیستمی آمریکا از اروپا به خاطر خطر شوروی و شیوع کمونیسم بود اما حالا چه؟ چه خطری اروپا را تهدید می کند که برای آمریکا دارای اهمیت باشد؟

سوال بعدی این است: نقش اروپا در تحولات منطقه ای چه خواهد شد؟ پاسخ این است: اروپای منفعل و در خود فرمانده از ایفای هیچ نقش قابل توجه و مهمی در منطقه خاورمیانه برخوردار نخواهد بود.

آنچه پس از خروج آمریکا برای خاورمیانه و جهان پیش می آید تعادل قهری سیاست و دیپلماسی در این منطقه است. از نظرگاه اقتصادی نیز همان قانون همیشگی عرضه و تقاضا و نیز دست نامرئی نیاز به تعادل حضور تجاری و اقتصادی آمریکا را در منطقه و جهان تضمین خواهد کرد.

انتهای پیام

منبع روزنامه ابتکار

منبع ایرنا
کلید واژه :

خاورمیانه

،

جهان

،

تحولی عظیم

،

دونالد ترامپ

،

حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان

ثبت نظرات
captcha