قیمت روز خودرو
پیش خوان روزنامه ها
روزنامه ها
بانک ملی محل تبلیغات شما اینجاست 2 بانک سپه محل تبلیغات شما اینجاست 4 نیرو نیوز
کد خبر : ۷۱۸۶۴۴
زمان انتشار :
facebook telegram twitter google+ cloob Yahoo print

کاپیتان تیم ملی بسکتبال با ویلچر

هیچ وقت احساس نکردم ناتوانم

شهر بُستان که بمباران می شود، علاوه بر خواهر و دختر عمویش که با او در کوچه در حال بازی بودند، پاهایش را هم از دست می دهد؛ او که بچه ای پر جنب و جوش بود، خیلی اتفاقی با ورزش های جانبازان و معلولان و رشته بسکتبال با ویلچر به دلیل هیجان بسیارش آشنا می شود.

هیچ وقت احساس نکردم ناتوانم

به گزارش پایگاه خبری اتحاد آنلاین، او مسیر موفقیت را به خوبی طی می کند و بازوبند کاپیتانی تیم ملی را هم به بازو می بندد. عادل طرفی می گوید:"۳۴ یا ۳۵ سال است که روی ویلچر نشسته ام ولی هیچ وقت احساس نکرده ام، چنین وضعیتی دارم یا نسبت به یک فرد سالم عقب تر و ناتوان هستم. همیشه تلاش کرده ام با یک فرد سالم رقابت کنم و ورزش نیز در واقع توانایی ام را به من نشان داد." 

عادلی طرفی که با قهرمانی در پاراآسیایی جاکارتا، از تیم ملی ایران خداحافظی کرد، در خصوص مسایلی بسیاری از جمله قهرمانی در این مسابقات، سختی راه، خداحافظی از تیم ملی و انتظارات از مسوولان صحبت کرد که در ادامه می خوانید:

*تیم ملی بسکتبال با ویلچر ایران بر خلاف ناکامی در پارالمپیک ریو در رقابت ها پاراآسیایی جاکارتا توانست عملکرد فوق العاده ای داشته باشد و عنوان قهرمانی را به دست آورد.
 
متاسفانه تیم ایران در پارالمپیک ریو نتایج ضعیفی کسب کرد که دلایل خاصی هم داشت و می توان به ضعف کادر فنی اشاره کرد. بعد از آن مسابقات نیز آقای محمدرضا دستیار و آقایان مازیار میرعظیمی و فلاح در راس کادر فنی تیم قرار گرفتند که به واسطه حضور این نفرات تحولی در رشته بسکتبال با ویلچر ایران ایجاد شد.
 
*از بازی با ژاپن در فینال بازی های پاراآسیایی جارکارتا بگویید. این دیدار با هیجان و البته استرس زیادی دنبال شد تا این که ایران در ثانیه های پایانی بالاخره کار را تمام کرد و به مدال طلا رسید.   
 
بازی فینال با تیم ژاپنی بود که چندین سال است به خوبی روی این رشته سرمایه گذاری می کند زیرا خود این کشور در پارالمپیک ۲۰۲۰ میزبان است. ژاپن یکی از بهترین تیم های دنیا محسوب می شود. به هر حال در دیدار فینال یکسری اشتباهات فردی از سوی بازیکنان که استرس هم در آن تاثیرگذار بود، باعث شد در کوارترهای اول و دوم از حریف عقب بیفتیم اما خدا را شکر در نیمه دوم با زحمات و تلاش های بازیکنان و کادر فنی توانستیم اختلاف ایجاد شده را کاهش دهیم.
 
بازی تا ثانیه های آخر با امتیاز ۶۶ بر ۶۶ مساوی پیش می رفت و در ۱۰، ۱۵ ثانیه آخر که توپ دست ما بود، توانستیم امتیاز پایانی را بگیریم و برنده شویم. این دیدار واقعا سخت بود زیرا مصاف مان با بهترین تیم دنیا و رقیب دیرینه مان بود. طلای تیم ملی بسکتبال با ویلچر آخرین طلا و مدال کاروان ایران در پاراآسیایی جاکارتا بود و واقعا چسبید و خوشحالی خاص خود را داشت.
 
*شما بعد از این این بازی های نیز از تیم ملی خداحافظی کردید. این تصمیم را پیش از این گرفته بودید یا وقتی تیم قهرمان شد، تصمیم گرفتید با این عنوان از تیم ملی خداحافظی کنید؟
 
من پیش از مسابقات یک ماه قبل جام جهانی، این تصمیم را گرفتم و با کادر فنی نیز در این خصوص هماهنگ کرده بودم و آن ها در جریان این تصمیم بودند. به هر حال ورزش همانطور که یک شروع دارد، پایان هم دارد. من سرباز کشورم بوده و هستم و در این مدت تمام سعی و تلاشم بر این بود که بهترین نتیجه برای تیم ملی رقم بخورد، البته تمام بازیکنان و اعضای تیم ملی چنین ذهنیتی را دارند. فکر می کنم ۱۶، ۱۷ سالی در خدمت تیم ملی بودم و دیگر حس کردم با توجه به این که سنم نسبت به سایر بازیکنان کمی بیشتر است، نیاز است که جا را برای جوانان با استعداد خالی کنم. به هر حال تصمیم گرفتم پاراآسیایی جاکارتا آخرین حضورم در تیم ملی باشد، البته هنوز به صورت باشگاهی قصد ادامه کار را دارم.
 

*یک اتفاق جالیی که پس از بازی با ژاپن و کسب عنوان قهرمانی افتاد، این بود که اعضای تیم شما را بالای حلقه بسکتبال قرار دادند که بازتاب بسیاری هم داشت. در این خصوص بیشتر توضیح می دهید.
 
وقتی تیمی قهرمان می شود، معمولا آن تیم، تور حلقه را قیچی می کند و با توجه به این که من می خواستم از تیم ملی خداحافظی کنم، بازیکنان با من هماهنگ کرده بودند که اگر قهرمان شدیم، شما بالای حلقه می روید و تور را قیچی می کنید. به آن ها گفتم با توجه به وضعیتی که دارم، انجام این کار برایم سخت است اما آن ها به انجام این کار تاکید داشتند و گفتند که تو را کمک خواهیم کرد.
 
خدا هم خواست و توانستیم قهرمان شویم و زمانی که مدال ها اهدا شد، بازیکنان من را بلند کردند و روی حلقه گذاشتند که واقعا برایم جالب بود و صحنه به یاد ماندنی شد. جا دارد از بازیکنان که به من لطف داشتند و در همه حال به من کمک می کردند و همچنین احترام مرا نگه می داشتند و به عنوان بزرگ من را قبول داشتند، قدردانی کنم و همین دلگرمی برای من بود.
 
به هر حال به هر سختی که بود، من بالای حلقه رفتم و بازیکنان از این که مرا آن بالا می دیدند، بسیار خوشحال بودند و من هم همینطور. البته خدا را شکر می کنم که از آن بالا به پایین پرتاب نشدم زیرا احتمال افتادن وجود داشت.(با خنده)
 

*برخی ورزشکاران از میزبانی خیلی رضایت نداشتند.
 
میزبانی ضعیف بود و وضعیت غذایی نیز مناسب نبود و به صورتی بود که من حتی برای صبحانه هم برنج می خوردم. حتی وضعیت غذایی به صورتی بود که روزهای پایانی بازیکنان از غذا زده شده بودند و دیگر غذا نمی خوردند. تایلندی ها تجربه میزبانی را نداشتند و ورزشکارا حتی برای تردد مشکل داشتند و این موضوع زمان بر بود، البته در روزهای پایانی تازه یاد گرفته بودند که باید چگونه کار کنند که دیگر کار از کار گذشته بود.
 
*در راه کسب این مقام، شما و دیگر ملی پوشان و اعضای تیم ملی سختی ها بسیاری را به دلیل دوری از خانواده و حضور مداوم در اردوها متحمل شدید.
 
بله، ما پیش از بازی های پاراآسیایی یک سال و نیم در اردوهای تیم ملی بودیم که در این مدت در مسابقات انتخابی جام جهانی چین نیز شرکت کردیم و دوم شدیم و توانستیم سهمیه حضور در مسابقات جهانی را به دست آوریم. یک ماه پیش نیز در مسابقات جهانی آلمان شرکت کردیم که چهارم شدیم و بهترین نتیجه بسکتبال با ویلچر ایران در این رقابت ها هم رقم خورد. این نتیجه به صورتی بود که تمام کشورها که بازی تیم ایران را دیدند، شگفت زده شدند و برای شان جالب بود که ایران برابر تیم های قدر جهان قد علم کرده است.
 
 *به نظر می رسد تمام اعضای تیم سختی های این راه برای رسیدن به عنوان قهرمانی در جاکارتا به جان خریده بودند.
 
درست است زیرا هدف اصلی ما از حضور در پاراآسیایی جاکارتا کسب طلای این رقابت ها بود. از زمانی که اردوهای تیم ملی شروع شد به دنبال این مهم بودیم. فکر می کنم در یک سال و نیمی که در اردوهای تیم ملی بودیم، فقط یک ماه و نیم در کنار خانواده های مان بودیم. ما واقعا برای رسیدن به مدال طلای جاکارتا تلاش کردیم و جنگیدیم و حتی تلاش ما بیش از قهرمانی در پاراآسیایی جاکارتا بود و به قهرمانی در پارالمپیک توکیو نیز فکر می کردیم. ما می خواستیم به این قهرمانی برسیم تا مطمئن شویم و بدانیم که می توانیم در پارالمپیک پیش رو نیز روی سکو باشیم.

*رمز موفقیت تیم ملی ایران در پاراآسیایی جاکارتا چه بود؟
 
در این مدت سرمربی تیم ملی چه از نظر ساختاری و چه همدلی، شرایط بسیار خوبی را در تیم ملی ایجاد کرده بود. من معتقدم اگر بهترین مربی دنیا کنار یک تیم باشد ولی نتواند آن صمیمیت و همدلی لازم را بین بازیکنان ایجاد کند، آن تیم نتیجه نخواهد گرفت. سرمربی تیم ملی ایران توانست آن همدلی و صمیمیت و همچنین شرایط فنی لازم را در تیم ایجاد کند. صمیمیت سرمربی تیم ملی با بازیکنان تنها به سالن تمرین برنمی گشت و او خارج از محل تمرین نیز با بازیکنان دوست و رفیق بود و مانند یک برادر کنار ما بود. همین نیز باعث اتحاد اعضای تیم شده بود. اردوهای تیم ملی مشکلات خاص خود را داشت ولی خدا را شکر این مشکلات با توجه به این صمیمیت قابل تحمل بود.
 
در هر صورت رمز موفقیت ما در پاراآسیایی جاکارتا همدلی و اتحادی بود که به واسطه تدابیر سرمربی تیم ملی در تیم ایجاد شده بود. زمانی که تیم ملی در دوره گذشته رقابت های پاراآسیایی به واسطه عدم صمیمیت بین بازیکنان که سرمربی سابق تیم نتوانست شرایط لازم را فراهم کند، لطمه خورد و برابر تیم های آمریکا و انگلیس با اختلاف ۵۰، ۶۰ گل بازنده می شدیم، خود من اگرچه در کنار تیم نبودم ولی از ناراحتی شرمگین شدم و سرم را پایین انداختم.
 
ما آن زمان بازیکنان فوق العاده ای داشتیم ولی متاسفانه آن نتایج ضعیف رقم خورد و تیم ملی ایران از دور مسابقات کنار رفت و حتی در کاروان پاراآسیایی ایران این خبر پیچیده بود که بسکتبال با ویلچر آبروی کاروان ایران را برده است.
 
*با کسب این عنوان چه انتظاری از فدراسیون جانبازان و معلولان برای ادامه راه دارید؟
 
در چند سال اخیر نگاه فدراسیون نسبت به بسکتبال با ویلچر عوض شده و کمی حمایت بیشتر شده است. این را هم بگویم که ویلچرهای ورزشی ما بسیار تخصصی و گران قیمت هستند که متاسفانه با توجه به وضعیت اقتصادی و افزایش قیمت دلار فکر می کنم، قیمت یک ویلچر خوب بیش از ۱۰۰ میلیون تومان باشد، البته تولیدات داخلی ویلچر را هم داریم و خود من به شخصه از زمانی که این رشته را آغاز کرده ام، تاکنون همیشه از ویلچرهای ساخت داخلی استفاده می کنم و به نظرم ویلچرهای داخلی ما کیفیت رقابت با ویلچرهای خارجی را هم دارند.
 
به هر حال اگر فدراسیون بتواند حمایت کند و در تهیه ویلچرها به بازیکنان کمک کند، یک قدم رو به جلو خواهیم برداشت، ضمن این که ما در تهران یک سالن مناسب برای تمرین نداریم و به همین دلیل اردوهای ما در استان های مختلف برگزار می شوند که همین موضوع برای بازیکنان در تردد و حمل وسایل شان مشکلاتی را ایجاد می کند. به هر حال درخواست ما از فدراسیون این است که یک سالن مناسب در تهران داشته باشیم، ضمن این که مشکل ویلچر بازیکنان را هم حل کند. البته رییس فدراسیون به رشته بسکتبال با ویلچر علاقه مند است و تمایل دارد که به این رشته و بازیکنان کمک کند.
 
من به آینده بسکتبال با ویلچر ایران خوش بین و امیدوار هستم و اکنون هم که قهرمان آسیا شدیم باید حمایت های بهتری از تیم صورت بگیرد، ضمن این که باید حمایت بهتر و بیشتری هم از سرمربی تیم شود. به هر حال اگر این شرایط فراهم شود، آینده درخشانی را برای تیم ایران پیش بینی می کنم.
 
*شما سابقه بازی در لیگ های خارجی از جمله اسپانیا را هم دارید. به نظر شما چه تفاوتی در برنامه ریزی این کشورها و ایران برای قرار گرفتن در مسیر موفقیت وجود دارد؟
 
لژیونر شدن من به خیلی سال ها قبل بر می گردد و تا دو سال پیش هم در بسکتبال با ویلچر اسپانیا بازی می کردم. تفاوت ما با آن ها در برنامه ریزی است. لیگ هایی چون اسپانیا بسیار فعال هستند و باشگاه ها نیز اسپانسرهای قوی دارند که به خوبی هم حمایت می کنند. از ۱۰ تا ۱۲ تیمی که در لیگ برتر دارند، تمام باشگاه ها بازیکنان خارجی جذب می کنند و این نشان می دهد که تیم ها حمایت می شوند و همین باعث پیشرفت آن ها شده است ولی متاسفانه ما در ایران لیگ پویایی نداریم. من سال گذشته در لیگ ایران بازی کردم که در میانه های راه به دلیل نبود اسپانسر و مشکلات مالی، هشت تیم لیگ به شش تیم کاهش یافت. این موضوع ناراحت کننده است. به هر حال تا سخت افزار و ویلچر نباشد، نمی توان کار کرد.
 

*بسکتبال با ویلچر خوزستان را چگونه ارزیابی می کنید. آیا در استان حمایت های لازم از این رشته صورت می گیرد؟
 
بسکتبال با ویلچر خوزستان یکی از قطب های این رشته در ایران بود و همیشه چهار تا پنج نفر را در تیم ملی  داشتیم. متاسفانه مسوولان در خوزستان، بیخیال این رشته شده اند و نگاه ورزشی به این رشته ندارند. ورزش برای ما معلولان و جانبازان واجب است، البته در چند سال گذشته باشگاه ملی حفاری از ما حمایت داشته است و توانسته ایم در لیگ تیم داشته باشیم ولی شنیده ام امسال به دلیل کاهش بودجه تیم های نفتی، ملی حفاری نیز در لیگ برتر بسکتبال با ویلچر تیم داری نخواهد کرد. باتوجه به این شرایط از هیات انتظار دایم که حمایت کند و امکانات لازم را برای وررزش کردن یک جانباز و معلول فراهم کند. بسکتبال با ویلچر خوزستان پویا نیست و اگر این روند ادامه پیدا کند، وضعیت این رشته هر سال بدتر از سال قبل خواهد شد.
 
*از مسوولان خوزستانی چه انتظاری دارید؟
 
بیشتر ورزشکاران جانباز و معلول با زندگی می جنگند و وارد ورزش می شوند و به نظرم همین که یک چنین فردی در مسابقات شرکت می کند، یک افتخار برای خود آن فرد و جامعه اش است و نشان می دهد که آن جامعه زنده است. به هر حال ورزشکاران جانباز و معلول به وعده خود عمل کردند و در سرما و گرما تلاش کردند و به مدال جاکارتا هم رسیدند، الان نوبت مسوولانی است که به آن ها کمک کنند. به خیلی از ورزشکاران جانباز و معلول سخت می گذرد و حتی برخی توانایی هزینه کردن را ندارند و مسوولان با فراهم کردن شرایط اشتغال برای این ورزشکاران می توانند به آن ها کمک کنند. همین چیزها به یک فرد معلول انگیزه می دهد.
 
از همه مهمتر باید امکانات لازم برای این ورزشکاران فراهم شود. وضعیت سالن تمرینی ما در اهواز نا به سامان است و از اداره کل ورزش و جوانا استان انتظار داریم که به این سالن رسیدگی کند، هرچند حمایتی ندیدیم. خود من یک سال و نیم در اردوهای تیم ملی بودم و انتظار مالی نداشتم ولی دوست داشتنم حداقل یک پیام خسته نباشید از سوی مسوولان استانم دریافت کنم. من فقط انتظار داشتم که مسوولان پیگر وضعیتم باشند زیرا واقعا سختی کشیدیم. یک هفته ای است که مسابقات آسیایی تمام شده ولی از هیچ مسوولی یک پیام تبریک هم نداشته ام، البته انتظاری هم ندارم.
 
می دانم شرایط اقتصادی سخت است ولی انتظار داریم که مسوولان نیم نگاهی به ورزشکاران جانباز و معلول داشته باشند و آن ها را حمایت کنند. همه چیز پول نیست و مسوولان می توانند از نظر روحی – روانی نیز یک  ورزشکاران معلول کمک کنند.

*چه شد که از ناحیه دو پای خود دچار معلولیت شدید؟
 
من جانباز جنگ هستم. در سال ۱۶۰ و زمانی که چهار ساله بودم، بُستان بمباران شد و من دچار معلولیت شدم؛ از آن روز چیزی یادم نیست ولی طبق آن چه برایم تعرق کرده اند، من به همراه خواهر و دختر عمویم که بزرگ تر از من بودند در کوچه در حال بازی بودیم که بمباران می شود. خواهر و دختر عمویم برای این که من آسیب نبینم، خودشان را به عنوان محافظ روی من می اندازند که متاسفانه آن ها شهید می شوند و من هم پاهایم را از دست می دهم.
 
*از زمانی که وارد ورزش شدید هم بگویید.
 
سال ۷۵ زمانی که دانش آموز بودم، در ساعت های ورزش مان یک گوشه می نشستم و ورزش کردن بقیه بچه ها را می دیدم. یک هفته بعد نیز دبیر ورزش مان به من گفت که چرا یک گوشه می نشینی و ورزش نمی کنی که به او گفتم با این شرایط چکار می توانم انجام دهم. معلم ورزش مان به من گفت به ورزشگاه تختی و هیات جانبازان و معلولان برو، در آن جا یکسری رشته های ورزشی است و می توانی یک رشته را برای فعالیت انتخاب کنی که همین موضوع به من انگیزه داد. من هم به این هیات رفتم و باتوجه به این که فردی بودم که جنب و جوش داشتم، دیدم ورزش بسکتبال هیجان دارد و از این رشته خوشم آمد و فعالیتم را آغاز کرد
 
*در حال حاضر افراد معلول بسیاری هستند که منزوی و خانه نشین شده اند. صحبت شما با این افراد برای ورود به ورزش و حضور در جامعه چیست؟
 
به نظر من ورزش برای جانبازان و معلولان نیاز است. به آن معلولی که اکنون در خانه نشسته است و فکر می کند که نمی تواند نیز می گویم که کاملا در اشتباه است. من معتقدم که خوزستان معدن استعداد است و آن ها باید بیایند و ورزش کنند و در جامعه حضور داشته باشند. هدف اول از خانه خارج شدن یک معلول است. من ۳۴ یا ۳۵ سال است که روی ویلچر نشسته ام ولی هیچ وقت احساس نکرده ام، چنین وضعیتی دارم یا نسبت به یک فرد سالم عقب تر و ناتوان هستم. همیشه تلاش کرده ام با یک فرد سالم رقابت کنم و مطمئنم اگر آن فرد معلول هم وارد میادین ورزشی شود، موفق می شود.
 

*طی این سال ها ورزش چه چیزهای شاخصی را که باعث شده در روند بهتر زندگی کردن شما نیز تاثیر بسیاری داشته باشد، به شما داده است؟
 
ورزش روابط بین الملی، توانایی، قدرت، رابطه اجتماعی و برخورد با خانواده و دیگران و حضور در جامعه را به من یاد داد. زمانی که لژیونر شدم، چیزی بلد نبودم ولی ورزش روابط را به من یاد داد و اکنون برای تردد هیچ استرس و نگرانی ندارم. ورزش اعتماد به نفس من را هم بیشتر کرد و من را واقعا بیدار کرد. اگر ورزش نبود، شاید من به توانایی ام پی نمی بردم. ورزش در زندگی بسیار به من کمک کرد و تمام این ها را مدیون ورزش هستم.   

 

انتهای پیام

منبع ایسنا

کلید واژه :

عادلی طرفی

،

کاپیتان تیم ملی بسکتبال

،

ویلچر

ثبت نظرات
captcha